و بازم تولد

بعد از دو ماه ونیم تاخیر بالاخره موفق شدم برا پسرم تو خونه تولد بگیرمهورا ولی بازم  بابا نتونست کمکم کنه چون پنج شنبه و جمعهصبح تا عصر کلاس داشت ناراحتالبته مامان جون مهربون(مامان بتول)از یک شنبه مهمونمون بودمژه و خیلی کمکم کردو تو این هفته خیلی به من و سام خوش گذشت و سام بدون مامان جون جایی نمی رفت حتی وقتی می خواست بره مهد باید مامان جون همراش میرفتنیشخند

البته تو این چند روز غیر از روز تولد هم مهمون داشتیم و هم مهمونی رفتیم خاله سمیه و دایی محسن اینا اومدن خونمون و ما هم رفتیم خونه دایی محسن اینامژه فکرشو بکن تو چند روز تصمیم گرفتم تولد بگیرم و تو این مدت مهمونی هم میرفتماز خود راضی

 تزئینات تولد رو خودم درست کردماز خود راضیمژهالبته مشوقم مامان جون بود و هی تشویقم میکردنیشخندو خاله فاطمه هم کمکم کرد و وصلشون کردیم لبخندمرسی از مامان جون و خاله که کمکم کردندقلب

 

 البته به دلیل هول هولکی انجام دادن مراسم(شیطنت بچه ها) عکس زیادی نداریم

 

 

 

 

و از راست به چپ:رامتین خان،آقا سام ،آرش خان

 

          

 

کادو های تولد :از طرف بابا جون ها و مامان جون ها وجه نقد ،دایی محسن فوتبال دستی و خاله سمیه ماشین و سکه پارسیان و البته خودمون موتور شارژی

از همگی ممنونم

به دلیل اینکه کادوها در بدو ورود توسط آقا سام باز شدند و جنگ وجدال سر اسباب بازی ها فوری جمع شدند و عکسی از اونا نداریم

 

و این هم سام در شهر بازی هفته گذشته

 


/ 7 نظر / 76 بازدید
لیلی مامان یونا

سلاااام خسته نباشید چه تولد خوبی [قلب] انشالله 120 سالگی گل پسر [قلب][بغل][ماچ]

آرش قند عسل

سلام زیارتت قبول مشهدی سام[نیشخند][ماچ] بعد از ظهر بیا بریم خونه مامان جون حسابی با رامتین آتیش بسوزونیم[زبان][خنده][شیطان]

مامان محمدصدرا

سلام. تولد گل پسری مبارک باشه. انشاء الله که همیشه شاداب و خندان باشید. تزئینات بسیار زیبا شده. درود بر مامان خوش سلیقه و مهربون.