یلدای 91

شب یلدا قرار بود بریم خونه مامان جون و از اول هفته سامی هر کس رو می دید خبر می داد که می خوایم بریم راور ولی عصر پنج شنبه به دلایلی مامان جون اینا اومدن کرمان و شب یلدا خونه دایی محسن در جمع خانواده بودیم .لبخند

 

کادوهای یلدای 91مهد

 

جمعه شب اول دیماه با مامان جون ودایی محسن و خاله فاطمه رفتیم سرزمین رویایی

 

از 10 آذر ماه بابا یه سفر 17 روزه داشت به مالزی و ما برای اولین بار یه مدت طولانی دور از هم بودیم و مامان جون مهربون زحمت کشیدن و این چند روز پیش ما بودند و با اینکه همش مهمون داشتیم یا مهمونی بودیم ولی سامی کلی بهانه گیری می کرد .گریهناراحت

 

تو این چند روز به یاد بابا فیلم عروسی را گذاشتیم و سامی که برای اولین بار فیلم رو می دید .لبخند

سامی:مامان من کجا بودمسوال

 

سامی :مامان بیا دوباره همه مهمون ها رو دعوت کنیم من و بابا داماد میشیم و تو عروسچشمک

سامی :مامان چرا همه صورت ها شون عوض شده (چرا همه تغییر کردن)سوال

 

سوغاتی های بابا

 

روز پنج شنبه 7 دیماه هم بالاخره اینجا هم برف اومد(سامی از چند هفته قبل میگفت مامان چرا خدا برا ما برف نمی فرسته و همش دعا میکرد که برف بیاد) و صبح من و سامی قبل رفتن مهد برف بازی کردیم و سامی اولین برف بازی عمرش رو تجربه کرد

و روز جمعه همه دسته جمعی با باباجون و خاله ها و دایی محسن رفتیم برف بازی .

 و روز اربعین هم به دعوت عمو مسعود عباسعلی بودیم و با مامان جون عصمت و عمو محسن رفتیم عباسعلی و هیئت دیدیم و عزاداری کردیم.

 

و نقاشی های سامی عزیزم به با با مجتبی و خاله فاطمه و مامان جون

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
مامان درسا

آخ جون که اومدین بابا دلمون ترکید بس که نبودین[گریه] به به خوش بحال سامی جووووووونم با اون همه سوغاتی های خوشگل [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

الهام

سلام ماماني سام چه گل پسر نازي داري ماشالا ببوسش برام[ماچ]

پريا

سامی چون هديه و سوغاتی هات مبارکت باشه. خيلی خوش به حالت شده. آدم برفی ای هم که درست کردی خيلی قشنگه. آفرين، عزاداريهات هم قبول باشه، آداب مراسم ها رو خوب به جا آوردی (رفتی بقل مامان)