آغاز سال تحصیلی91-92

هفته آخر شهریور خونه مامان جون بودیم و کلی به سامی خوش گذشت و همش با رامتین جون تو حیاط سرگرم بازی و دوچرخه سواری بودند شیطان.

یک شب خونه عمه بتول بودیم و با آیسان و امیر رضا کلی بازی کردین.دلقک

خاله مریم و خاله صدیقه اومدن خونه مامان جون و به دید و بازدید گذشت .

 

 

روز اول مهر هم دو تایی رفتیم مهد . ابتدا با قران و دود اسفد و شکلات از بچه ها استقبال شد و بعد همه بچه ها با والدینشان دنبال خاله ها و کلاسشون می گشتن. چه هم همه ای بود  بچه هایی که گریه می کردن و رفت و آمد والدین و مسئولین مهد.تعجبمتفکر

با لاخره کلاس و خاله رو پیدا کردیم که سامی دست منو محکم گرفت و نرفت تو اون کلاس نگرانو بردمش تو یک کلاس دیگه تو گروه سنی که اونجا رو راحت رفت لبخندو با من خداحافظی کرد و گفت که مامان زود بیا دنبالم. با خاله های دو کلاس صحبت کردم و با مسئول مهد هم موضوع رو گفتم و قبول کردند .

 

ولی متاسفانه وقتی ظهر برگشتم دیدم تو کلاس اولی ایه و مربیش گفت که نمی دونستم ظرف غذاش کجاست و گرسنه اش بوده و بعد دوباره حرفش و تصحیح کرد که غذاش و تو کلاس قبلی خورده کلی ناراحت شدمناراحتعصبانی و با مسئول مهد صحبت کردم. که گفتند که روز اول همچین مشکلاتی هست.

نتیجه :تصمیم گرفتم که روز اول مهر سامی رو نبرم مهد.مشغول تلفن

 

و جمعه 7 مهر ماه جشنواره گل و گیاه که عالی بود تو اون هوا که چند ساعت قبل بارون باریده بود کلی چسبید.

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 47 بازدید
آرش قند عسل

سامی جون سلام من امروز اومدم مهد کودک[قلب]

مامان درسا

سلام عزیزم از بابت مهد واقعا متاسفم ولی کلا باید یه دونه میزدی تو سر مربی [مغرور][کلافه][گاوچران] واینکه بهش میگفتی روز اول ودروغ؟[دروغگو] امیدوارم روزهای بعد بر وفق مراد گل پسر قند عسل باشه [هورا] سامی جونم خودت گلی عزیزم رفتی پیش گلها چیکار؟[بغل][بغل][بغل][بغل][ماچ][ماچ][ماچ]

پریا

آغاز سال تحصیلی سامی جون رو بهش تبریک میگم. عکساش خیلی قشنگن. انشاء الله که همیشه موفق و سلامت باشه پسر گلم. مامان سامی، مهد همینه دیگه، باز خدا رو شکر سامی جون حرف میزنه و میتونه یه چیزایی رو براتون تعریف کنه ولی در کل برای هر مسئله ای زیاد سخت نگیرید، به سامی جون بگید خودش مراقب خوراکی و غذاش باشه و به موقع بخوره تا گشنه نمونه. انشاء الله خدا خودش نگهدار همه نی نی های پاک و معصوم باشه.

معصومه (مامان آريا)

سلام عزیزم واقعا" از مسئله ای که روز اول توی مهد افتاده و دروغی که گفتن متاسفم امیدوارم روزهای بعد بر وفق مراد گل پسر قند عسل باشه سامی جونم خودت گلی عزیزم رفتی پیش گلها چیکار؟ قربونت برم همه عکسات خوشگلن[ماچ][ماچ]

فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 1581296646