روز کودک

پنج شنبه 13 مهر:ظهر که آقا سام از مهد برگشت شروع کرد به حرف زدن با خودش ،با من،یا بابا خلاصه تا عصر نخوابید و بازم تو ماشین این حرف زدن ها و سوال های سامی ادامه داشت تا ساعت 7:30که در حال حرف زدن بود کهخوابخوابخواب و مناوهو ناراحت از اینکه گرسنه خوابید و هر چی تا آخر شب تلاش کردم که بیدارش کنم چیزی بخوره ولی بی فایده بودناراحت

 

 

جمعه 14 مهر ماه :خیلی دلم گرفته بود . بابا پیشنهاد داد که بساط کباب رو برداریم و بریم کوه که با استقبال شدید سامی روبرو شدیم هورااین شد که به خاطر دل سامی ساعت دوازده ظهر آماده شدیم و راهی شدیم. خیلی خوش گذشت.به سامی که خیلی خوش گذشت.لبخند


یک شنبه 16 مهر:روز کودک  به پسر گلم و همه نی نی های وبلاگی تبریک می گم . با آرزوی دنیایی شاد و آرام و بدون از جنگ .لبخند

 

 

سامی رو تو خواب لباس پوشوندمخواب و بیدار کردم بریم جشنو سامیخمیازه

و بابا با وجود اینکه کار داشت ولی به خاطر دل سام یه نیم ساعتی اومد لبخند

 

 

اول سا می همش دنبال دوستاش بود و هیچ کار خاصی انجام ناد تا اینکه با دیدن آرش جون دو تایی با هم شدن و به همه غرفه ها رفتند و همه فعالیت ها رو انجام دادند (در کنار شیطنت هاشون)شیطاننیشخند

 

 

 

سامی این چند روز وقتی از مهد بر میگرده همش میگه مامان امروز تولد منه همه میان خونمون (اسم تک تک مهمونا رو میبره) و بعد با با کیک بن تن  رو میاره و وقتی همه جمع شدن کیک رو از تو یخچال در میاریم و همه میگن تولدت مبارک.دلقکنیشخند

هر چی بهش میگم مامان تولد شما هنوز خیلی مونده قبول نمی کنه.قهر

 

داریم عکس ها و فیلم های بچگی هاش و میبینیمعینک

سامی:مامان یه نی نی بخر نه دو تا نه ده تاتعجبتعجبمن خودم مباظبش(مواظبش) هستم.

--سامی:مامان پرتقال ویتامین ث داره اگه بخوریم حال مون زود خوب میشه.

 

مامان وبا با:تعجبماچماچ

بابا:حالا اگه شیر بخوریم چی میشه؟سوال

سامی:استخون هامون قوی میشه.نیشخند

 

اولین کار کلاسی سامی در منزل

 

/ 4 نظر / 41 بازدید
مامان درسا

خب بچه راس میگه دیگه یه چند تایی نی نی بخرین دیگه مگه چی میشه واااااااااااااااا[ماچ][قلب]

معصومه (مامان آريا)

آفرين به اين پسر باهوش و شيطون پس خاله جون يادت نره هم شير بخور هم پرتقال[ماچ]