اولین خرید از پس انداز+محرم91

هفته آخر آبان ماه مامان جون اومد پیشمون و خیلی خیلی بهمون خوش گذشتمژه .مرسی مامان جون که اومدی پیشمونلبخندبعد با مامان جون رفتیم راور و اونجا با با جون برا سامی یه زنجیر گرفتلبخند

 

داشتم اتاق سامی رو تمیز می کردم که لباس ها و وسایل عزاداری پسری رو از کمد بیرون آوردم که آماده باشه که از همون لحظه مدام میگفت :مامان بریم مررم(محرم)از خود راضیو هر شب گریه می کنه و می خواد بره مشهد (مسجد) و وقتی تلویزیون عزاداری ها رو نشون میده میگه :مامان بریم مشهد ببین شروع شد مژه

 

این اولین خرید سامی از پس انداز  (به جای خرید شانسی) خریده شد و کلی ذوق زده شد قلب


 

محرم امسال

 

 جمعه  با مامان جون و آرش و زن دایی نجمه رفتیم  مراسم شیر خوارگان حسینیو کلی با آرش بگو مگو کردیم و وقتی که مامان ها بچه هاشون رو  رو دستشون با لا بردن 

جناب سامی 4 ساله هم درخواست کرد که او هم بغل شود .

 

روز تاسوعا اومدیم خونه و شب رو رفتیم مسجد و تعزیه دیدیم که کلی سامی لذت برد و براش جالب بود.

 

روز عاشورا رو سامی تب کرد و مریض شد.

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
آرش قند عسل

سلام حالا خوبه هرشب میرفتی مشهد اگه مثل ما بودی چیکار میکردی[نیشخند] یارت هست چقدر تو مراسم شیر خوارگان سر یه دونه شکلات و یه ذره آب دعوا کردیم[شیطان]

مهران

سلام اگه دنبال یه منبع برای مطالب وبلاگت میگردی میتونی به آدرس زیر بری این سایت هر روز و هر ساعت به روزرسانی میشه با کلی مطلب و عکس جالب (البته حواست باشه متن کپی میکنی منبع رو هم بذاری) http://fun.tabligh98.com بهترین و به روز ترین سایت تفریحی و دانلود

پویا

سلام دوست عزیز اگر مایل هستی منو با نام رپ بازی لینک کن و بهم خبر بده تا با هر اسمی که دوس داری سریعا لینکت کنم