اومدیم باکلی خبر

روز سه شنبه 3 بهمن ماه دو تایی زدیم بیرون رفتیم  پارک و خرید و شام هم پیتزا آراد خوردیم.خوشمزه

 


روز چهار شنبه 18 بهمن هم تو مهد جشن بالماسکه بود دلقکسامی لباس اسپایدرمن گرفت و پوشید و لی گریم صورتش تا ظهر که اومد خونه پاک شده بود .ناراحت


 

پنج شنبه هم 20بهمن ماه ناگهانی راهی مشهد شدیملبخند و سامی تو راه سرما خورد و دو روز اول بی حال بود سبزو بعد خداررو شکر بهتر شد

بعد از برگشت از سفر بابا مجتبی مریض شدسبزناراحتو یک هفته ای درگیر بیماری با با بودیم و بعد هم در تدارک تولد مهد و تولد سامی تو خونه آخ

 


 

دوشنبه 30بهمن ماه تولد گل پسرم بود و تمرین جشن نوروز داشتن و جشن مهد رو سه شنبه گرفتیم .هورا


سامی تو مهد اینقدر آروم و آقا بود که من کمی نگران شدم و عصر با خاله صحبت کردم که همیشه اینقدر ساکت و آرومه ؟سوالو خاله :نه تو همه تولد ها سامی همیشه وسطهنیشخند


و شب قبل که داشتیم برا بچه های مهد کادو می گرفتیم سامی تو کادو گرفتن که کمکم می کرد رفت و یه برچسب اسپایدرمن آورد و زد رو یکی از کادو ها و. گفت :مامان این مال ایلیا ست .روز بعد هم همون کادو رو از تو این همه کادو به ایلیا داد.مژه

 

 

 کادوی سامی تو مهد

و پنج شنبه هم مراسم جشن تولد تو خونه برگزار شد .هورا

و با حرکات موزون سامی به حرف خاله رسیدیمنیشخند

 این هم کیک تولد که زیاد خوب از کار در نیومدعصبانی ولی مزه اش فوق العاده بودخوشمزه

 

 

 

سامی این چند روز همش شعر های جشن نوروز رو برای همه و تو هر مهمونی میخونه و پسرم نقش تموم هم کلاسی هاش و هم بلده ماچ

میز شام

 

تولد آرش 1391/12/10

 

روز 19 اسفند عصر ساعت 5 جشن نوروز تو مهد داشتیمهوراسامی نقش فروشنده رو بازی می کردقلب

 

 سامی با دو ستش ایلیا کلی با این سبیل ها کلی قیافه می گرفتن برا دوستاشون و خیلی با مزه شده بودن .و چه لذتی بردن بچه ها با این جشن.با تشکر از مدیریت مهد و خاله مهربون.

 

 

 

/ 2 نظر / 88 بازدید
رامتین تنها

سام خیلی بهت میاد

مهدی

عجب وبی داری واقعا دستت درد نکنه !