جشن پایان سال+لاله زار

کارت دعوت جشن

 

 

 

 

1391/03/27روز شنبه صبح جشن پایان سال مهد ساعت 10 صبح تو مهد برگزار شد .هورا

از چند هفته قبل سامی درباره جشن و جایزه و شعر های جشن و... تو خونه صحبت میکرد مژهو خیلی خوشحال بود از اینکه من و بابا قراره همراش تو مهد بریم وهمه شعرا رو برامون می خوند و من و بابا کلی ذوق می کردیمماچاز خود راضی

صبح با کلی زحمت تونستم لبای جشن رو تن کنم چون می خواست یه لباس دیگه بپوشهاوهو با ژل با موهاش کلی کلنجار رفتم تا شاید بتونم هنر نمایی ایشان را کمی مخفی کنم آخولی زیاد نتونستم کار زیادی انجام بدمناراحت

 

 

بالاخره ساعت 9:30 رسیدیم مهد که سامی برای عکس تکی و آماده شدن برا جشن از در سالن وارد شد و من متوجه شدم که دوربین رو جا گذاشتمناراحتعصبانی و بدو بدو اومدم خونه و دوربین رو برداشتم و دیر رسیدم و صندلی آخر نشستم و نتونستم فیلم و عکس جالبی بگیرمافسوس

 

  قبل از جشن مدیر مهد گفت که به علت سن کم بچه ها ممکنه که وقتی بچه ها شمارو دیدن بیان پیشتون که مسئله ای نیست ولی بچه ها همه رو سرافراز کردند و به ما فهماندند که دیگه بزرگ شده انداز خود راضی

  

سامی ردیف اول کنار آهو و پانته آ و رعنا بود که اواسط جشن آریا جون دوست سامی و آهو  اومد  و کنار اونها نشست و جمع بچه های فعال کلاس تکمیل شدنیشخند سامی همه  برنامه ها رو خیلی خیلی خوب اجرا کرد یعنی من فکر نمی کردم که این همه شعر یاد داشته باشه اگر چه در بین کار و همزمان با خوندن با آهو خانم با شیطنت شعر می خوندن از خود راضیقلبلبخند

 

 از راست به چپ:عرشیا،پانته آ،سامی،آهو،آریا

 

وآخر جشن

از راست به چپ:عرشیا،رعنا،خاله هستی،سامی

 

  جشنواره گل محمدی لاله زار

جمعه 1391/03/26 در لاله زار جشنواره گل محمدی بود سبح زود پاشدم و بساط تفریح رو آماده کردم و ساعت 9صبح عازم لاله زار شدیم وارد مسیر اصلی که شدیم بوی عطر گل محمدی تمام فضا رو پر کرده بود در حال به به و چه چه بودیم مژهکه با ترافیک سنگین مواجه شدیم انگار که نصف استان اونجا جمع شده بودند بالاخره رسیدیم و بعد از پارک ماشین در 10 کیلومتری مراسم پیاده رفتیم به سوی مراسم که در بالای تپه ای بلند بود و سامی هم که همکاری لازم را می کرددروغگو و همش بغل بودو باباییاوه

از هوا بگم که خیلی عالی بود جوری که پسر ما سردش شده بودعینک

بعد از 3 ساعتی گشت و گذار برگشتیم به سوی ناهار و بخور بخورخوشمزه و بعد باد بادک هوا کردن و بلال کباب کردن .چشمک سامی هم تا اونجا که می تونست چوب و سنگ برای بساط کباب جمع کردآخ

 

 

و اینم دوست سامی هستش که به هوای آقا خرگوشه سامی حاضر شد عکس بگیره

/ 6 نظر / 209 بازدید
عــلــی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل]سلام [خجالت] [گل]خوبی؟؟؟[لبخند] [گل]وبلاگت خیلی جالبه!![قلب] [گل]دعوتت میکنم به دانش فروم(سایت دانش آموزان ایرانی)[چشمک] [گل]جایی که میشه توش کلی دوست پیدا کنی و از وقتت توی اونجا استفاده کنی!! [گل]سایت خیلی جالبیه!!میتونی یه‌پست بزاری بعد بقیه ادامش بدن یادربارش بحث کنن.. [گل]قسمت چت داره... (چتش مثل فیس بوکه) [گل]برای هر عضو امکان آپلود عکس،فایل و موزیک وجود داره... [گل]ویـــه عالمه امکانات دیگه [گل]یه امتحانی کن![زبان] [گل]برای دسترسی به سایت میتونی تو گوگل سرچ کنی (دانش فروم) یابه آدرس زیر بری [گل]http://daneshforum.ir[گل] [گل]مــ نــ تــ ظــرم [گل] راستی... اینم قسمت تبادل لینک اتوماتیک دانش فروم: [گل]http://tabadol-link.daneshforum.ir [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

وحیده مامان پارسا

مبارکه فارغ التحصیلی پسری...[ماچ]توی عکسها خبری از آثار خودکفایی نبود[نیشخند] راستی این لاله زار کجا هست؟چه آبی داره[لبخند]

مریم مامی آیدا

از آشنایی باهات خوشوقتم و خوشبخت خوشحالم یه دوست وبلاگی جدید دارم که میشه از تجربیاتش استفاده کرد موافقی تبادل لینک کنیم کلی باهم دوست باشیم هی مابیایم هی شما؟ منتظرتم خبرم کنی [گل]